تبليغاتX
ش م ا


سهم ما اینست؟


در این پستها می خواهم نظر اهالی معماری و بقیه رفقا را در مورد بناهای مورد نظر بدانم لطفا دست و دل بازی به خرج دهید و نظر بدهید این حق شماست.

 

 

camellia residence

 عکس های بیشتر

what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?

what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?what is ur comment?

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در جمعه سی و یکم فروردین 1386 و ساعت 22:33 |


NOSTALOGIA

Sophia Loren

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 15:47 |



خدا وجود دارد.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در پنجشنبه سی ام فروردین 1386 و ساعت 0:17 |


مسابقه وبلاگهای معماری


با کلیک برروی لینک زیردر نظر سنجی برای انتخاب بهترین وبلاگ معماری شرکت کنید.

http://www.bastami.ir/poll/index.php

 

جهت شرکت در نطر سنجی ابتدا و بلاگ یا وبلاگ های مورد نظر را انتخاب ، سپس بر روی نظر من کلیک کنید. توجه داشته باشید که در صورت ارسال رای امکان بازگشت مجدد به صفحه نظر سنجی و جود ندارد و تنها آمار مسابقه نمایش داده میشود.
لطفا در صورت ارسال رای ، مجددا تلاش نکنید زیرا IP شما در سیستم ذخیره شده است و امکان ارسال دوباره وجود ندارد.

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 21:31 |


 

کدام قله کدام اوج؟

مگر تمامی این راههای پیچاپیچ در آن دهان سرد مکنده به نقطه تلاقی و پایان نمی رسند ؟

 

 

اینم عکس ورودی موزه لور که منو یاد این شعر فروغ انداخت.

به فضای توی شعرها سفر کنید.

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 1:33 |


از دغدغه های روزانه یک معمار 


  بابک شکوفی معمار سینما آزادی با وسواسی معمارانه هنوز سعی در ویرایش ایدههایش دارد.

او هنوز به هزاران بازدید کننده ای میاندیشد که سالهای طولانی این بخش ازبدنه شهری را خواهند دید و به شهری میاندیشد که این بنا را به یاد خواهد سپرد.

 

 در متن حرکت وزمان یک شهر,او سعی در هرچه زیبا تر شدن خطابه هایش دارد,خطابه هایی  از ایدهها و مفاهیم و از جنس معماری.

 

خطابه هایی برای چشمهایی که به دنبال خیابان رویاهایشان دربیداری روزهای شلوغی میگردند.


 
 

 

 

 

این آخرین رندرهای سینما آزادی است.تغییرات رو حس میکنید؟

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 و ساعت 2:38 |


 

چرا وبلاگ مینویسم ؟

چرا کتاب میخوانم؟

چرا خط میکشم؟

چرا ....

چرا زنده ام؟

چرا زنده مانده ام؟

چرا فکر میکنم زنده میمانم؟

همه چیز روی علامت سوالی را میپوشاند که به اندازه یک زندگی است.

زندگی؟

نه؟

نه

چیزی به ذهنم نمیرسد حتی هیچ.

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 21:12 |


نوشته هایی در باب معماری مراکز خرید(پاره سوم)

در ادامه تکامل معماری مراکز خرید مفهوم مراکز خرید کاملا سر پوشیده به وسیله معمار اتریشی  Victor Gruen بسط و گسترش یافت تا جایی که او را پدر ماکز خرید مدرن در امریکا میدانند.

 

به تدریج این گونه جدید معماری تکامل پیدا کرد و mall نامیده شد مثل  Northgate Mall که در شمال سیاتل واشنگتن در 1950و Northland Shopping Center نزدیک دیترویت در 1954ساخته شدند و همچنین Southdale Center که در  Twin Cities درحومه مینوستوتا در 1956ساخته شد.

از میان نمونه های غیر امریکاییWest Edmonton Mall درادمونتون کانادا که به  مدت 20سال بزرگترین مرکزخرید سرپوشیده در جهان بود را میشود نام برد. در اروپا نیز Dundrum Town Centre در دوبلین ایرلند از نظر اندازه قابل توجه است .

 

یکی دیگر از بزرگترین مراکز خرید جهانی که به صورت یک مجموعه متمرکز در یک مکان طراحی شده شده است  The King of Prussia mall است که شامل دو مرکز Plaza at King of Prussia و Court at King of Prussia است و در فیلادلفیا در حومه پنسیلوانیا قرار دارد.

از بزرگترین مراکز خرید در دنیا و در آمریکا Mall of America  است که در نزدیکی مینستوتا واقع است این مرکز که در 1992افتتاح شده است و 390000متر مربع مساحت دارد.

 

 

 

اگر چه چندین مرکز خرید آسیایی از قبیل , Kelapa Gadingو Taman Anggrek Mal در فیلیپین .و SM Megamall دز مالزی و Berjaya Times Square دراندونزی نیزاز نظر اندازه قابل توجه است.

 

Golden Resources Shopping Mall در پکن که در اکتبر 2004افتتاح شد بزرگترین نمونه واقعی  در جهان است که 600000متر مربع مساحت دارد.هرچند  مساحت Berjaya Times Square در کوالالامپور 700000 متر مربع گفته میشود نمونه دیگر SM Mall of Asia در فیلیپین است که  در ماه می 2006افتتاح شد ورتبه سوم را از نظر وسعت در  در جهان داراست و 360000متر مربع مساحت دارد و هنوز در حال توسعه است.

 

Mall of Arabia در دوبی که در سال 2008افتتاح خواهد شد با 920000متر مربع مساحت یکی از بزرگترین ها خواهد شد.

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386 و ساعت 9:42 |


تمام روز,برای رویاهای بادبادکیم نقشه میکشم.کاغذ سیاه میکنم کاغذهای سیاه شده میخوانم و دوباره کاغذ سیاه میکنم و دوباره سیگار میکشیم و کاغذ...

وهی خواب میبینیم و هی کاغذ و سیگارو...

چه میشود گفت حقیقت اینست که در تمام این روزها  پنجره باز بوده باد آمده و همه چیز را جز من با خودش برده است.

برای همین است که میگویم,نمیخواهم برای اتاق رویاها پنجره های روبه باد بگذارم.

باید برای اتاق های روبه رویا پنجره های کوچک روبه هیچ چیز گذاشت.

باور نمیکنی؟

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 0:49 |


نوشته هایی در باب معماری مراکز خرید(پاره دوم)

مفهوم مراکز خرید هرچند در اروپا مفهومی زاییده صنعتی شدن وگونه ای معماری  قرن بیستمی به حساب میآید در این سوی جهان داستانی به بلندای یک تاریخ دارد تا آنجا که شهر اسلامی را نمیشود بدون بازار تصور کرد بدون مغازه ها تیمچه ها  چارسوها و....  بازارسرپوشیده  بزرگ اصفهان از آثار قرن دهم میلادی, بازار سر پوشیده بزرگ تهران با ده کیلومتر طول و نمونه دیگری از مراکز خرید اینچنینی است مثال دیگر بازار بزرگ استانبول است که در قرن 15میلادی ساخته شده است این بازار با 58گذر و 4000مغازه  نمونه دیگری از این گونه معماری است.اولین نمونه های اروپایی تحت تاثیر این مفهوم و نیازدر قرنهای بعد به وجود آمد از این میان مارکت سرپوشیده آکسفورد,درآکسفورد انگلستان نمونه ای متاخر از این گونه معماری در اروپاست که  به طور رسمی در اول نوامبر 1774افتتاح شده و هنوز زنده و پابرجاست با گذشت زمان این مفهوم نیز گسترش پیدا کرد و متکامل تر و شایع تر شد,از نمونه های بعدی  میتوان پاساژبارلینگتون درلندن را که  در سال 1819افتتاح شد را نام برد این مفهوم به امریکا سفر کرد واولین نمونه آن در جزیره رود(Rhode Island) در 1828 متولد شد از نظر تالریخ نگاری معماری  این مرکز خرید در ترویج این گونه معماری واین مفهوم درآمریکا نقش بسزایی بازی کرد.

به دنبال مراکز ساخته شده در انگلستان و امریکا گالریا ویتوریو امانویل(Galleria Vittorio Emanuele II) در میلان در دهه 60قرن هجدهم ساخته شد که از نظر وسعت شبیه تر به مراکز بزرگ خرید در دوره مدرن بود و کم کم بیشتر شهرهای بزرگ در اواخر قرن 18 و اوائل قرن 19شروع به ساختن پاساژها و مراکز خرید کردند در این میان پاساژ Cleveland

GUM نیز در مسکو در 1890ساخته شدند.

 

مراکز خرید اولیه که در تب و تاب صنعتی شدن و عصر ماشین طراحی میشدند مقیاس انسانی نداشتند و بیشتر شرایط عبورو مروراتومبیل ها  در طراحی آنها در نظر گرفته میشد. مانند(Market Square, Lake Forest)در الینویز که در 1916ساخته شدند و(Country Club Plaza)در کانزاس و میسوری که در 1924ساخته شدند.

در نیمه قرن بیستم به واسطه  حومه نشینی و فرهنگ اتومبیل درآمریکا سبک جدیدی ازمراکز خرید بزرگ در حومه شهرها به دور ازازدحام مراکزشهرها به وجود آمد.اولین مرکز خرید اینچنینی در امریکا Highland Park Village بود که در 1931در دالاس تگزاس افتتاح شد.

 

 

در انگلستان این مفهوم به گونه ای دیگردرآمد Chrisp Street Market اولین پیاده رو به شکل یک منطقه تجاری بود که شامل مغازه ها و راههای جلوی آنها میشد.

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در شنبه هجدهم فروردین 1386 و ساعت 1:32 |


نوشته هایی در باب معماری مراکز خرید(پاره اول)


 

Mall یا shopping mall گونه ای از معماری است که شامل  مجموعه ای از مغازه ها است به اضافه  پیاده روها  یا راههای دسترسی,برای تامین ارتباطات عمودی و افقی,در نقش ستون فقرات,که این مغازهها  را به هم متصل میکند .

این کلمه به طور کلی درآمریکای شمالی و استرالیا به محوطه های بزرگ خرید گفته میشود در حالی که واژه arcade اغلب در بریتانیا استفاده میشود و به پیاده روهای باریک واغلب سرپوشیده یا به  فضای تجاری ایجاد شده بین دو توده ساختمانی گفته میشود چیزی که بیشتر در ایران رایج بوده و هست.

در بریتانیا و اروپا مفهوم دیگری به نام shopping precinct or pedestrian precinct).)محدوده خرید یا محدوده پیاده رو مطرح است  که نمونه ای  بزرگتر از arcadeاستو اغلب قسمتی از آنهاسرپوشیده است این محدودهها منحصرا محدوده های برای دادوستد هستند.

مراکز خرید در بریتانیا معمولا در مرکز شهر هستند و تعدادی از این مراکزنیز در دهه 80و 1990درحومه بعضی شهرهای بریتانیا  ساخته شدند.

امروزه مراکز بیرون شهر در جهان گسترش یافته اند و در حال حاضر بیشتر به گونه ای از پارکهای خرید توجه نشان داده میشود که شامل رسته ای مغازه ها با مشاغل مشابه اند و هر کدام هم ورودی جداگانه ای دارند.

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 19:19 |


تز و آنتی تز(دموکراسی معمارانه)


نگاه اول

نقل از آرونا

یادداشتی بر یک گفتگو؛ نگاه آرش مظفری و دفتر EBA به معماری

 

مجتبی محمد ظاهری

 

همیشه قبل از نوشتن هرمتنی به راهی فکر می‌کنم که از آن متن عبور می‌کند یا باید عبورکند؛ اینکه آخر این راه به کجا می‌رسد یا اصلا ازکجا شروع می‌شود ویا چطور باید از این نوشته عبور کرد، سئوالات ناگزیرلحظه‌های قبل از تولد هر متن است.... مثلا همین الان می توانم ذهن مخاطب را با خودم ببرم به معماری امروز ایران بعد ازاهالی جوان‌تر معماری بگویم و بعد برسم به معمار مورد نظر یا نه، می‌توانم بروم یک جایی وسط راه و از همان جا شروع کنم.

Arash-Mozafari
....راستی تا یادم نرفته‌است بنویسم در تمام لحظات قبل از نوشتن این یادداشت و در طول گفتگو با معماری که در سطرهای بعدی نامش را فاش می‌کنم (!) یک جمله از «چارلز مور» توی ذهنم چرخ می‌زد آن جمله این است: به همه معماران توصیه می‌کنم که زندگی را جدی نگیرند زیرا به زحمت جدی گرفتن نمی‌ارزد.
حالا فکر می‌کنم دیگر حاشیه رفتن کافی است؛ ماجرا این‌است که چند سال پیش زمانی که جامعه مهندسان معمار ایران جلسات نقد معماری‌اش را در خانه هنرمندان برگزار می‌کرد اولین آشنایی من و همقطاران من با آرش مظفری اتفاق افتاد. آن روز نگاه خاصش به معماری را برایمان شرح داد، چند سالی گذشت تا اینکه دوباره همین چند هفته پیش فرصت گفتگوی دیگری با آرش مظفری پیش آمد واو دوباره برایمان از معماری گفت....
این یادداشت نوشته‌ایست بر گفتگویی با آرش مظفری که این روزها مشغول پیاده کردن و ویرایش آنیم.
آرش مظفری فارغ‌التحصیل فوق لیسانس معماری به سال 1377 است؛اودر حدود یک دهه فعالیت معماری خود، چندین جایزه معماری و طراحی و چند بنای موفق را در کارنامه خود دارد.
اولین چیزی که آرش مظفری در مورد معماری خود می‌گوید تجربی بودن آنست او میگوید: شکل کار معماری ما تجربی است؛ معماری تجربی نه به آن معنای مصطلحی که درمعماری ایران وجود داشته‌است، برای همین است که نام دفتر معماری ما«شاخه تجربی معماری» است. ما به دنبال یک جریان تجربی معماری هستیم.این نوع معماری بر پایه مقایسه کردن و آزمون و خطا شکل می‌گیرد و یک جریان جهانی در معماری است... مثلا دفتر معماری آیزنمن یا ام.وی.آر.دی.وی هم دفترهای معماری از نوع تجربی هستند.
Nipco-Building
وقتی از اودر مورد معمار محبوبش پرسیدیم او معماران اوایل مدرن به خصوص میس‌واندروهه را نام برد؛ اگر چه شفافیتی که در برخی کارهای آرش مظفری دیده‌می‌شود را شاید بتوان به گونه‌ای به معماری میس ربط داد، هر چند در کارهای آرش مظفری شاهد قرائتی قرن بیست‌ویکمی از این مفهوم هستیم. در این مورد می‌توان ساختمان nipco را مثال زد که این بنا کاندید جایزه آقاخان در سال 2004هم بود.
آرش مظفری مدعی است که هنررا به عنوان یک کلیت می‌بیند، به عنوان یک پیکره و یک جریان که در بستر زمان شکل می‌گیرد؛ او از «حاظر،آماده»های مارسل دوشان از شباهت مجسمه «بطری در هوا می‌شکفد» آلبرتو بوچیونی با موزه بیلبا ئو فرانک گهری می‌گوید و از همه چیزهایی که داستان رابطه‌ای اینچنین نزدیک بین معماری و هنرهای دیگر را روایت می‌کنند.
آرش مظفری تاثیر جریان هنر مفهومی بر برخی از کارهایش را توضیح می‌دهد و می‌گوید: من به دیمن هیرست علاقه خاصی دارم، مخصوصا به مجموعه معروفش «امکان‌ناپذیری فیزیکی مرگ»؛ قبل از اینکه این مجموعه راببینم، ایده‌ای مشابه در ذهنم بود ولی وقتی این اثر را دیدم احساس کردم نوع بسیار متکاملی از ایده من است. ویژگی این ایده همان احساس معلق بودن و رابطه بین هسته و پوسته است که من در طرح سینما آزادی از آن الهام گرفته‌ام.
Azadi Cineplex(Competition-honorable mention)-Tehran Iran 1997
آرش مظفری بهترین کار خود را همان سینما آزادی می‌داند که در دوره دانشجویی طراحی کرده‌است.
از او در مورد پروسه طراحی کارهایش می پرسم از «اتفاق»، چیزی که قبلا از او شنیده بودم، می‌گوید: منظورمن happening است؛ در واقع این واژه با واژه اتفاق فرق می‌کنند. منظورم در واقع مسایلی است که در حین طراحی برروی طرح اثر می‌گذارند، مثلا محدودیت‌ها و نظرات کارفرما یا حتی عوض شدن موضوع پروژه در جریان کار از طرف کارفرما؛ من در طراحی سعی می‌کنم این‌ها را بپذیرم و در ضمن هدف‌های خودم را هم دنبال کنم و به دنبال راهی باشم که باعث می‌شود آن چیزی را که اندیشیده‌ام به چیزی که در نهایت ارائه و ساخته‌می‌شود نزدیک شود.... شخصا نظرم اینست که اگر در طول زندگی حرفه‌ای بتوانم یک ساختمان بسازم که همه چیزهایی که در موردش فکر کردم کاملا اجرا کنم برای من انتهای معماری است، حتی یک ساختمان نه بیشتر.
گفتگوهای پراکنده ما با نگاه به آثار او ادامه پیدا کرد تا به ایده سطوح ممتد یا continues surface رسید و ساختمان عصر دانش که در 1380 طراحی شده بود و این ایده در طراحی آن دیده می‌شود، او تمام این ایده را یک بازی می‌داند و البته برایمان گفت که: آن کار یک بازی بود و مسئله این بود که من خیلی دوست داشتم که این بازی را کشف کنم. همه کسانی که در معماری جهان این بازی را انجام دادند مثل وینی مس، وان برکل، فرشید موسوی و کولهاوس می‌دانند که این ایده یک بازی است، هرچند دوره این بازی هم تمام شد و حالا دیگر این بازی قدیمی شده‌است و من فکر می‌کنم اگر این تجربه انجام نمیشد همیشه در ذهنم می‌ماند.
آرش مظفری از روند طراحی کارهایش برایمان گفت، از دیاگرام و اینکه یک دیاگرام چقدر می‌تواند در طراحی موثر باشد از تویوایتو برایمان نقل قول کرد که دیاگرام جایی است بین کانسپت و پلان یا به عبارت دیگر یک تصور از یک کانسپت که هنوز مجرد است.
نگاه آرش مظفری به معماری، محدویت‌ها و آرزوهایش می‌تواند برای نسل ما امیدوار کننده باشد؛ معماری کردن با همه محدویت‌ها اتفاق خوبی که در معماری می‌افتد.
برای من شناخت آرش مظفری از جریان‌های هنری گذشته و حال و همچنین معماری امروز و دیروز جهان این گمان قدیمی را که معمار ایرانی به نوعی بی‌سوادی دچار است، ازعمومیت می‌اندازد

 

این نظر من بود

 

نگاه دیگر نقل از نقش نو

 

نقد رادیکال؛ داستان یک معماری دست دوم...!   

پیرامون معماری آرش مظفری و دفتر EBA

هدیه درمان

Second-hander: He surrenders his capacity for judgment to other people, and therefore, he focuses not on what he thinks, but on what others think. He designs by copying the masters.... 

 THE FOUNTAINHEAD, Ayn Rand

وقتی می خواهم در مورد معماری آرش مظفری فکر کنم، بی اختیار به یاد نسلی نه چندان پرشمار از معماران جوان می افتم که بدون هیچ اغراق دست پرورده پروژه هایی منشعب از پژوهشکده توسعه کالبدی یا همان سیدرضا هاشمی هستند؛ مظفری نیز از این قاعده مستثنا نیست، قریب 30 درصد از پروژه های وی ساخته و پرداخته نگاه مثبت هاشمی به جوانان بوده، البته بخش عمده ای از افتخارات آرشیتکت مظفری هم مدیون همین نگاه است. با احتساب حدود 20 درصد مسابقه ای بودن آثار مظفری (تا حالا شد نصف کارها) و درصد قابل توجهی نیز از طریق کارفرمای منفرد، باید به مظفری آفرین گفت.... آرش مظفری یک معمار جوان موفق است.

هرچند آنچه تا به اینجا نوشته شد به حاشیه می ماند، اما داستان موفقیت معماران در ایران به طرزی باورنکردنی با همین حاشیه ها گره خورده است! آرش مظفری فارغ التحصیل سال 1377 با درجه فوق لیسانس معماری از دانشگاه آزاد است (همان سالی که من وارد دانشگاه شدم!). اودر قریب یک دهه فعالیت معماری خود، حدود 32 اثر (ساخته شده یا نشده یا مسابقه ای یا مشارکتی) تولید کرده؛ فعالیتی که بدون اغراق عنوان معمار پرکار را در ادامه نام مظفری به ودیعه می نهد ولی این تمام ماجرا نیست. در سایت اختصاصی وی که نام EXPERIMENTAL BRANCH OF ARCHITECTURE را برای آن برگزیده (با انتخاب همین و اشارات خودش اینجا و آنجا) تاکید بر تجربی بودن آثارش دارد، معماری که به دنبال جریانی تجربی در معماری است، معماری ای بر پایه مقایسه، آزمون و خطا و البته با رویکرد به تولیدات معماری آن سوی آب ها! شاید بتوان اینگونه نیز به موضوع نگاه کرد: مرز بین یک کنش تجربی و یک تولید تقلیدی آنچنان شکننده می نماید که نیفتادن در آنسوی این لبه باریک بعضا غیر ممکن است؛ البته باید اعتراف کرد که دفاتر بسیاری از معماران جوان در سراسر جهان مانند ام.وی.آر.دی.وی و...، شاید با همین رویکرد، هرگز در چاله تقلید و چاه دست دوم بودن، سقوط نکرده اند، اما چه بسا نتوان این موضوع را با این اطمینان در مورد مظفری گفت.

به قول یکی از دوستان، شاید مشکل آرش مظفری عدم توانائیش درجمع بندی هنربه مثابه یک کلیت، یک پیکره وشاید  یک جریان که در بستر زمان شکل می گیرد، باشد؛ شناخت او ازدیگر هنرها و نگاه او به رابطه معماری و هنرهای دیگر، جایی که لازم بود پنجره جدیدی را به روی مخاطب بگشاید، دقیقا پنجه در گریبان معمار افکنده و او را به مسیری بسیار دور از مخاطب هدایت کرده است، گویی مخاطب او جایی در هلند است و یا حد اقل جایی نزدیک تر در اروپا ولی مثلما در تهران یا ساری یا گلپایگان یا... حتی پارک فناوری پردیس نیست...!

پاسخ معمارانه مظفری به مسائل بسیار شبیه پاسخ همکاران پیشرو غیر ایرانی است؛ آنقدر شبیه که شاید (فقط شاید) نتوان آن را کنشی خلاقانه و جهانی محسوب کرد چه، بستری جهانی فراهم نیست. نگارنده خود به خلاقیت قابل صدور و فهم جهانی معتقد است (hdarman.com) اما کنش خلاقانه یک چیز است و البته تولید معماری متاثر از روند غالب جهانی چیز دیگری.... ایده سطوح ممتد یا continues surface در برخی آثار معمار مورد بحث بعضا آنچنان سخیف می نماید که نگارنده با قلبی آکنده از تاثر(!) چاره ای ندارد جز آنکه آنرا تقلیدی نابجا بنامد (البته به این نکته هم معتقدم که تقلید خوب بهتر از ابتکار بد است)، تقلیدی قدیمی، کورکورانه که با هیچ چسبی به رویکرد تجربی مظفری (اگر بپذیریمش) نمی چسبد!

مشکل دیگری که در آثار آرشیتکت جوان دیده می شود، مسیر حرکتش از کانسپت تا طرح است؛ آنجایی که باید دیاگرامی صادقانه حرف اول را در راهبرد مسیر مورد اشاره بزند، چه بسا هنرمندی همکار مدل ساز رایانه ای است که سکان را در اختیار می گیرد، تا جایی که شاید دیگر دیاگرام تنها بهانه ای است برای رسیدن به آنچه که قبلا تعیین شده (شاید به طرحی که از همان روند غالب جهانی که اشاره شد، تقلید شده است) و یا شگردی که اینروزها در تحویل های مسابقه ای باب است!

در انتها باید گفت که انتظار می رود نگاه ویژه آرش مظفری به معماری با احتساب مولفه جوان بودنش و نیز فرصت های جدید وی برای آموختن معماری در بستری نو که پیش از این تجربه اش را نداشته،  به آنچه خود وی دوست دارد معماری تجربی بنامد، کمک کرده، تولیدش را به سوی تعالی یک معماری اصیل سوق دهد.

 

باور کنید این تمرین یک دموکراسی معمارانه است

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در چهارشنبه هشتم فروردین 1386 و ساعت 18:44 |


Powered By
BLOGFA.COM