تبليغاتX
ش م ا


روبروی من با کله تراشیده اش ایستاده می خواهد باور کنم.

میخواهد باور کنم خنده دار ترین رفیق ما مسخره ها,با آنهمه سابقه سیاه مستی سرباز شده است.

هر چه نگاهش میکنم نمیشود....

میگویم:از بس که به سلامتی سرباز و ناموس و میهن,زهر ماری زدیم حالا روی شانه های نحیفت این ستاره های سنگین سبز شده,حالا چه میکنی؟
خودش را زده به خواب از زیر کله تراشیده اش میگوید:تو اصلا یه کولی بی کله ای یره,یه ریزخرافات میرینی.

می گویم:مگر درختی که جلوی خانه آن یکی مان سبز شد به خاطر آن پیک های وامانده ای نبود که به سلامتی درخت بالا پایین میکرد.

کله تراشیده,برگشته روبه سقف میگوید:

لفظ همیشگی خودت چی که میگفتی :به سلامتی فاحشه ای که خودشو میفروشه اما بقیه رو نه.

 من میروم به گلدانها آب بدهم او میخوابد.

یک مشت خاطره داره همه جا وول می خوره.

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 2:27 |


بانوی بسیار عمیقا متاسف معماری ایران(از سرزمین قدکوتاهان)


گاهی روسپی نویسی های حاشیه ای هم برای خودش متنی میشود.

گاهی که در کش و قوس شارت های شبانه هم سعی می کنی چیزی بنویسی شاید گشایشی پیدا شود.

مسله ساده است فقط کمی تیز هوشی میخواهد.تیزهوشی.حوصله و کمی فکر کردن به چرایی ماجراهایی که تو سعی میکنی همه را به بدترین فال بخوانی.

سعی میکنی به بقیه نان قرض بدهی تا گرسنگی ات را توجیه کنی.حرفهای گنده بزنی به این امید که کوچک نمانی و قصه از همین جا شروع میشود.

گرسنه خسته و بی خود !میشوی مصلح اجتماعی که خودت نمی شناسی بی توجه به اینکه من آدم همین چند سال پیشم.

برای کارهای روزانه گاهی توجیهاتی وجود دارد مثل اینکه: من کجا هستم؟چه میکنم؟حالم چطور است و چرا؟؟؟؟؟؟؟

آیا کسی شما را به تاسف خوردن برای کسانی که به این فداکاری طمع ورزانه احتیاج ندارند دعوت کرده است؟

چرا وسط بازیهای کلامی بی قدر از خود نمیپرسیم آیا من صلاحیت گفتن مزخرفاتی از جنس شعارهای مصلحان خسته اجتماعی را دارم؟

بی هیچ تردیدی حس زنانه تمایل به نمایش هایی از آن دست را می شود پذیرفت اما نه از طرف مصلحان به تنگ آمده؟

نان پختن و قرض دادن به بقیه از حساب دیگرانی که کاری به بازیهای کهنه ندارند از یک مصلح متاسف اجتماعی بعید به نظر میرسد.

به امید روزی که هرکس سعی کند قهرمان خودش باشد.

جمله کلیدی:در سرزمین قدکوتاهان معیارهای سنجش همیشه بر مدار صفر سفر میکند.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:46 |


بانوی متاسف معماری ایران(در ادامه بحث تاسف)
تاسف خود انواع مختلفی دارد که زاییده ی شرایط.زمان.مکان اقلیم و شرایط فیزیولوژیکی و دمای اعضای مختلف بدن است.

مثلا :

تاسف روشنفکرانه

تاسف نیمه روشنفکرانه

تاسف معمارانه.

تاسف خلاقانه.

تاسف غیر خلاقانه.

تاسف زنانه مردانه بچه گانه دخترانه.

تاسف در روزهای خاصی از ماه.

تاسف وقتی که نمیشود کار دیگری کرد.

تاسفی که نمی خوری و نگه میداری برای شام چون الان سر راه با دوستت رفتی کلی تاسف خوردی.

تاسفی که حتی شامم نمی خوریش یعنی یک تاسف دست نخورده  که میشه فردا بردش شرکت و اونجام که میری می بینی هرکی یه جور تاسف آورده که میریزه وسط و میتونین تاسفاتونو با هم بخورین بعدشم کارهای متاسف بکشین که ما لااقل از یک معماری متاسف محروم نشیم.

گروه خاصی از تاسف ها رو نمیشه خورد و باید از راههای دیگه مصرف کرد مثل تاسفهای تزریقی که میبری میدی درمانگاه سر کوچه اول تست میکنه اگه تاسف خورت خوب باشه برات میزنه.این گروه از تاسف ها خیلی خوبن چون سریع جواب میدن ولی ممکنه چند روزی نتونی درست راه بری چون تاسف به بد جاییت اصابت کرده.

گروه خاصی از تاسف ها هم از راه تلفن یا ایمیل یا پیام کوتاه منتقل میشن که تنها راهش اینه که خودتو آپ تو دیت نگه داری و ارتباطتو با اینترنت قطع نکنی.

تبصره:داوری انواع مسابقات وبلاگهای معماری.نجاری.خیاطی.بنایی.بقالی.نقالی.شفتالو.البالو.و حتی هلو بالاخص بیدانه با دانه انجیری زنجیری و .... یکی از راههای جلوگیری از انتقال تاسفهای یاد شده است.

گروه دیگری از تاسفها وقتی خورده میشن که قبلش یه چیزی خوردی و حالا میخوای بدین وسیله اون چیز خورده شده رو سریعا دفع کنی این گونه تاسف ها به تاسف های مسهل معروفند و در ایران شیوع بسیار دارند و اگر زیاد مصرف بشن اثرات نامطلوبی بر روی اندامهای داخلی میذارن.

گروه دیگری از تاسف ها برای آدم های باردار بسیار نامطلوبند و باعث میشن بچه متاسف به دنیا بیاد.

در پایان از همه دوستانی که باعث گشایش این بحث شدند سپاسگزارم لازم به ذکر است در این راستا سلسله نشستهایی روزهای ف وج هفته در خانه هنرمندان قطعه بقلی برای شادی روح آن مرحوم منعقد است.بدیهی است مجلس مردانه همزمان با زنانه است.

با تقدیم احترامات فائقه

بنده تاسف بار خدا.

مجتبی.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:12 |


بازخورد(ماجرای دختری که فرانسه میداند)
هرگز فکر نمی کردم عکسم و توی یه وبلاگ دیگه ببینم.امشبو هیچ وقت یادم نمیره بعد از کلی خالی بندی برای کارفرمای انگشت به دهان اومدم خونه و این ماجرای فرخنده رو دیدم.

از اینکه کچ و کوله ای های صورتم توی این عکس نیمرخ دیده نمی شه خدا رو شکر میگم و خوشحالم.

از اینکه فرانسه رفقای قدیمی اینقدر پیشرفت کرده هم خوشحالم یادمه بچه که بودیم با هم که چت میکردم رفیقم تویه هر جمله سه چهارتا غلط با مزه داشت و حالا پیشرفت کرده و به طور بسیار فرانسوی برای هم چتی های قدیمی متاسف میشه.دمش گرم.

از اینکه فرانسه من به دلیل پاره ای نارسایی های اندامهای تحتانی پیشرفت نکرد متاسفم یا به قول رفیقمونJe suis vraiment desolee.

Je suis vraiment desolee

Je suis vraiment desolee.

همیشه از آدمایی که برای بقیه متاسفن سپاسگزاری کنیم چون خیلی زحمت میکشن و واقعا گاهی خودشون و وقاحتشونو فراموش میکنن این یعنی از خود گذشتگیJe suis vraiment desolee..

 

 

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:41 |


اگر خفه باشم خدا راضی تر است.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 22:28 |


Powered By
BLOGFA.COM