تبليغاتX
ش م ا


cube architecture firm

coming soon

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 و ساعت 19:13 |


احتمالا دیروز بود که فهمیدم یالهایم بلند شده اند و وقتی روی پیاده رو راه میروم صدای اسب میآید.

بوی خاصی هم پیدا کرده ام.

عجیب.

این هفته برای بار چندم از خودم پرسیدم با شکوه ترین لحظه زندگیم کی بوده و هر بار هیچ.

اوایل هفته به این نتیجه رسیدم که چند وقت است صد سال نتهایی نخوانده ام و باشکوه ترین لحظه زندگی باید همان طرفها باشد.

امروز تماما به فاحشگی مردانه فکر کردم و به اینکه شامل اسب ها میشود یا نه و باز دوباره به فاحشگی زنانه و خود فروشی برای هیچ که مسله همیشگی است فکر کردم.

خسته شدم دنبال دشتی میگشتم برای چهار نعل رفتن.

بعد به تمام اسبهای تنهایی فکر کردم که وسط جاده های مه گرفته می میرند تا دیگر به خیانت نر ها و ماده ها فکر نکنند تا دیگر به تن فروشی برای هیچ فکر نکنند.

 آنها اسب های عاشق اند.

کاری ندارم جز کدام دسته از فاحشه هایید یا اینکه اصلا خودتان میدانید یا نه ولی وقتی از جاده های مه آلود میگذرید مواظب باشید

اسبی در من چهارنعل میدود.

نمی دانم کجا.

 

+ نوشته شده توسط مجتبی محمد ظاهری در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 0:37 |


Powered By
BLOGFA.COM