آه وقتی که من دانشجوی طرح 5 بودم.
طرح پنج معمولا در مورد یک مجتمع زیستی است.یادش بخیر اونیته هابیتاسیون کوربوی بزرگ را تحلیل کردم و کلی بدوبیراه شنیدم. وازوکو کار ام وی آر دی وی هم تحلیل کردم یک کار از رنتسو پیانو هم بود و یکی هم از لگورتای ساده یکی هم از موشه سفدی یعنی هموم هبیتات معروف یک هم از آندو.اون زمانا من کلی ام وی آر دی وی باز بودم که صدتا وان برکل و بیارک انگلس و می ذاشت تو جیب کوچولوی وینی ماس.هنوز هم وقتی نرم افزار ارکیتکترال دسکتاپ۲۰۰۷ داره وامیشه خوب چشامو می دوزم به وازوکو که یه بچه هم داره زیر اون کنسول مهندس محاسب کشش دوچرخه بازی میکنه.خوب میجورم ببینم حال آدماش خوبه.
آخر اون ترم هپلی ترین بچه کلاس که من بودم بعد از دقیقه نود،نفس زنان رفتم 5شیت کار بی زبون و گذاشتم رو میز استاد.
ایده من پیش ساختگی بود یه کار مدولار با مدول ۷ که هر واحد سبک پیش ساخته روی اون یکی مینشست و واحدها از ۴۵متری شروع میشد و تا ۹۰متری میرفت که دو یا سه طبقه بودن و نمی دونین وقتی اینا رو همدیگه وول میخوردن پیدا کردن جای درست سرویسا چقدر سخت میشد فکنم سه تا تیپ مسکن بود حدود چهل واحد.اون زمانا هم کرم فضای عمومی داشتم که شده بود هسته اولیه پروژه.کار من این اولی است اون کار پایینیه رو دیدم خیلی حال کردم چون خیلی شبیه کار من بود و مسایلی که باید توی این کارا حل بشه خیلی شبیه هم اند.

لینک مربوط به کار زیر http://www.dezeen.com/2009/03/05/shift-housing-by-aquilialberg/



